|
آدم بيعرضهاي كه از پس هيچ كاري (حتي مسافركشي) برنيايد: 1 عدد
ماشينحساب خوش دست جيبي: 1 عدد
كيف سامسونيت: مقداري
كاغذ، بريده جرايد و...: از انواع مختلف
لهجه: ترجيحا تركي
وضع ظاهر: نه چندان مرتب، با كفشهاي خاكي
ابتدا شخص مورد نظر را كه بسيار بيعرضه ميباشد و قادر به انجام دادن هيچ كاري نميباشد، انتخاب مينماييم. سپس در يك كلاس فشرده نيم ساعته انواع تراولچك را به او نشان ميدهيم و ميگوييم كه آنها را حفظ كند به طوري كه بتواند از فاصله ده متري بگويد كه مال كدام بانك است و رقمش چقدر است.
در يك كلاس فشرده نيم ساعته ديگر، طريقه شمردن دستههاي اسكناس و كار با ماشينحساب را به وي ياد ميدهيم.
اين شخص بايد فاقد عقل و شعور كافي باشد و تنها بتواند سود پولهايي را كه بانكها به صورت وام پرداخت ميكنند و يا خودش به عنوان قرضالحسنه (نزول) به مردم داده، در كوتاهترين زمان ممكن محاسبه كند.
شخص مورد نظر بايد فاقد ادب و از اينجور چرت و پرتها باشد و در همه كارها و صحبتهايي كه در اطراف او شنيده ميشود دخالت كند و خود را نخود همه آشهايي كه تا شعاع 150 متري او در سه طبقه بالا يا سه طبقه پايين ميپزند، بنمايد.
به اين صورت كه چنانچه ميبيند دو يا چند نفر با هم در مورد مسائل مالي يا وام بانك يا خريد چيزي به خصوص خانه، ماشين، موبايل و لوازم منزل، به بحث ميپردازند، سريعا وارد عمل شده و در ايكي ثانيه در كنار آنها باشد و خود را با كله نشسته داخل بحث كند.
بعد سر صحبت را در دست بگيرد و تا ميتواند گنده گوزي و اظهار نظر كند و درباره كليه مسائل اقتصادي جامعه و... نيز اظهار فضل نموده و تعدادي فحش از قبيل: بيشعورها.... احمقها.... نفهمها... و غيره به كساني كه گول او را نخوردهاند و يا مردمي كه بر خلاف ميل او و نظرهاي اقتصادياش عمل نموده بدهد و به طرف مقابل بفهماند كه تمامي مردم، كاملا اشتباه ميكنند و تنها اوست كه درست ميگويد.
توجه كنيد كه مراحل بالا بايد با دقت كامل انجام شود و كله طرف مقابل كاملا دم بكشد والا چنانچه كله نيمپز شده باشد، در مرحله بعد بايد كلي بحث اقتصادي و... كرد كه چون دلال مورد نظر ما سواد اينگونه بحثها و... را ندارد، مرغ از قفس ميپرد و...
پس از اين مرحله كيف سامسونيت را روي زانوهايش گذاشته و باز ميكند و مقدار زيادي كاغذ و بريده روزنامه را جابهجا ميكند تا ماشينحساب را پيدا كند. سپس براي اينكه صحبتهايي قبلي را محكم كند چند بريده روزنامه و جدول و... به طرف مقابل نشان داده و تا طرف خواست از آنها سر در بياورد آنها را دوباره داخل كيف گذاشته و با چند پرسش، كار محاسبه را شروع ميكند:
چقدر؟... چند ماهه؟...
تق... تق... تق... تق...
اگه از بانك فلان بگيري...
تق... تق... تق... تق...
نه زياده... بزار....
تق... تق... تق... تق...
بعد از 40 تا 50 بار زدن روي كليد ماشينحساب يك عدد درست و حسابي تحويل طرف مقابل داده و چنين وانمود كند كه اين بهترين راه ممكن در كمترين زمان و كاملا به سود او خواهد بود و به اين طريق قرار و مدارها را با وي كاملا محكم نموده و از جملات زير نيز در آخر استفاده نمايد.
ما كه با هم همكاريم... هم من اينجام و هم تو...
سند هم بعد از اينكه آخرين چكت پاس شد...
مگه به من اعتماد نداري؟...
و....
كافيست كه به صورت بالا يك موبايل به يكي از همكاران خود فرو كنيد (اه... ببخشيد، قسطي بفروشيد) تا كمكم كاروبارتان رونق بگيرد و بقيه همكاران نيز به شما مراجعه كنند. چند موبايل كه فرو كرديد، بعدش ميتوانيد از پرايد شروع كنيد. سعي كنيد به همه بگوييد كه ماشين دستدوم فايده ندارد و حتما بايد ماشين نو سوار شوند. براي نمونه از همان فحشهاي بالا به چند نفر كه پرايد دست دوم دارند بدهيد و بگوييد كه آنها نميفهمند والا پرايد كرهايشان را ميفروختند و پرايد صفر ايراني ميخريدند و....
اگر نتوانستيد آنها را راضي كنيد، پيكان صفر هم خوب است. اگر نشد، سپند هم ماشين بسيار عالياي است. راستي يادتان باشد كه ماشين صفر هم يك ضبط كاردرست و خوب ميخواهد كه ميتواند به صورت قسطي تهيه شود و....
پس از مدتي بناليد كه: دست زياد شده، هر عمله و اكلهاي را ميبينيد، گوسفندهاشو فروخته و دارد ماشين قسطي ميفروشد به همين خاطر فروش قسطي ماشين ديگر سودي ندارد و داريد ضرر ميكنيد.
چنانچه مراحل بالا با موفقيت طي شد، دلال مورد نظر شما آماده است... نوش جان
منبع: bia2bnd
|